على گيلانى
18
مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )
چندانكه بطريق خمير شود و بعد از آن قدرى گلاب در آن ريزند و نيمگرم موضع ورم را از بيرون بطبخ كنند چنان كه شبانروزى چهار تكرار نمايند بغايت نافع است در كل اورام و اوجاع حلق و گلو حتى در ورم باطنى و ورم دموى و صفراوى اكثر رادع مىكنند الا نادر بخاصيتى كه درد است و اگر ورم پخته شود از درون بآبى كه خطمى در آن جوشيده باشند غرغره بسيار كنند منفجر مىسازد و بعد از پخته شدن اگر به انگشت مدد كنند كه باز شود خوب است يا بدواى منفجر مثل خردل و سرگين خطاف منفجر كنند و حل الخناق نيز بخاصيت دفع اين مرض كند و اگر در خناق احتياج شود سگى كه او را سه روز گرسنه داشته باشند و بعد از آن روز ديگر غير از استخوان چيزى ديگر به او نداده باشند سرگين او را بگيرند و خشك كنند و بسايند در حلق مخنوق بدهند نافع است و حيله ديگر آنست كه محجمه به زير دو شانه بگذارند و خوب زور كنند و بعد از آن بر هر دو سرين كشند و بعد از آن بر هر دو ران و بعد از آن بر هر دو ساق بكشند و محجمه را بر هر دو ساق نگاهدارند كه وجع آن و زور محجمه متصل بوده باشد و بدانكه تب در خناق مىباشد و اگر تب بغايت تند باشد راه گلو تنگ بسيار شده باشد مرض خطرناك است و اگر به اين حال كف در دهان او ظاهر مىشود زود بموت مىرساند از مخنوق بسيار شده كه تا ده مرتبه و دوازده مرتبه خون كم كردهايم بعضى بفصد و بعضى بحجامت و مسهلات دادهايم و غرغرهها و ضمادها كرده تا خوب شد العلق و الشوك الناشب فى الحلق چيزها كه در حلق بماند اگر لقمه از طعام يا نان باشد بمدد آب فروبرند تا به مشت چند بر گردن و پشت زدن و اگر مثل استخوان باشد لقمه بزرگى از طعام فرو برند كه آن را پايان مىبرد و اگر به اين نشود پاره گوشتى و انجير خشك را بريسمان به پيچند و اندكى بدندان بخايند و فروبرند و بعد از آن بريسمان كه در دست باشد بكشند تا آن گوشت يا انجير برآيد ديگر اين عمل كنند